الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
45
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
( 1 ) عايشه نيز خطابهء خود را گفت ، خطابهاى كه در هر زمانى تكرار مىنمود و آن ، تشويق به خونخواهى عثمان بود ؛ زيرا وى از گناهانش دست كشيده و توبهء خود را اعلام نموده بود . ( 2 ) سخنان عايشه به پايان نرسيده بود كه صداى آن جمع بلند شد : عدهاى او را تصديق و گروهى وى را تكذيب مىنمودند . آنان ميان خود به ناسزاگويى پرداخته با كفش ، به جان يكديگر افتادند و دو گروه به نبردى سخت و شديد پرداختند تا اينكه جنگ ميان آنها به توافق بر ترك مخاصمه انجاميد تا وقتى كه امام على از راه برسد . و ميان خود نامهاى را نوشتند كه عثمان بن حنيف ، طلحه و زبير آن را امضا نمودند در آن نامه بر ادامهء فرماندارى عثمان بن حنيف و واگذارى اسلحه خانه و بيت المال به وى و اينكه به زبير ، طلحه ، عايشه و كسانى كه به آنها پيوسته بودند ، اجازه داده شود كه در هر جايى از بصره كه بخواهند ، رحل اقامت بيفكنند توافق حاصل شد . ( 3 ) ابن حنيف ، به اقامهء نماز با مردم و تقسيم اموال ميان آنان ادامه داد و به گسترش امنيت و بازگرداندن آرامش به منطقه اقدام كرد ، اما آن قوم ، عهد و پيمان خود را ناديده گرفتند و بر آن شدند تا ابن حنيف را از ميان بردارند . ( 4 ) مورخان مىگويند : حزب عايشه يك شب بسيار تاريك طوفانى را فرصت شمردند و در حالى كه ابن حنيف نماز عشاء را با مردم برگزار مىنمود ، بر او تاخته ، وى را دستگير نمودند و به سوى بيت المال رفته ، چهل نفر از نگهبانان را كشتند و بر بيت المال دست يافتند . ( 5 ) ابن حنيف را به زندان افكندند و پس از اينكه موهاى ريش و سبيل او را